انطباق و پیوستگی شبکه نقاط عطف شهری با بستر طبیعی، گامی به سوی خوانایی منظر شهر / آ.آل هاشمی - ب.مجتهدی

چکیده

امروز فقدان شبکه¬ قوی و سازمان‎یافته¬ای از عناصر شاخص شهری که قابلیت ظهور در نقش ¬نشانه و نقطه¬عطف شهری را داشته¬باشد، در کنار توسعه¬ی بی¬رویه و ناپایدار شهر که به بهای نابودی زیرساخت¬های طبیعی آن صورت می¬گیرد، منجر به نوعی سردرگمی، اغتشاش و عدم خوانایی در منظر شهر تهران شده¬¬است. این بی¬تفاوتی در سازماندهی و نقش¬دهی به شبکه نقاط عطف شهر تهران از اصلی¬ترین عوامل فقدان هویت و تشخص بافت در عرصه گسترده و پراکنده شهر تهران بشمار می¬رود.

در این نوشتار تلاش می¬شود با شناسایی و بررسی انواع نقاط عطف عینی و ذهنی شهر تهران، نظمی برای ایجاد پیوند میان طیف نشانه¬های کلان مقیاس شهر ایجاد شده، ساختاری یکپارچه پیشنهاد گردد تا عناصر تشکیل¬دهنده این سامانه و هر موجودیت شاخصی را که به اقتضای برنامه¬ریزی شهری به این شبکه نقاط عطف افزوده می¬گردد، ملزم به انطباق با این نظمِ برگرفته از زیرساخت طبیعی، تاریخی و هویتی شهر نماید. در این راستا رشته کوه البرز در شمال شهر و دید به آن به همراه رود- دره¬های منشعب از آن در سطح شهر که سهم عمده¬ای از زیرساخت طبیعی شهر دارند به مثابه نقاط عطف و مهم‌ترین پتانسیل در جهت افزایش خوانایی از جنوب تا شمال شهر، به عنوان مبنایی برای به نظم درآوردن و انطباق نشانه¬ها و نقاط عطف شهری با بستر شهر در نظر گرفته شد تا با احیاء و هدایت بر این محورهای مغفول طبیعی و احیای نقش سابق آنها در کنترل منظر شهری گامی در جهت افزایش خوانایی شهر و احساس تعلق شهروندان برداشته شود.

 

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آمار و اطلاعات

نگارخانه