بررسی ضوابط نمای شهر تهران با رویکرد هویت زایی

مقوله نما موضوعی است که در روند ساخت وساز، مورد بی مهری قرار گرفته است اگر بی مهری که به معماری شده ریشه یابی شود فقط درمورد نما نیست، بلکه بحث، خود مقوله هویت معماری ماست، معماری که برگرفته از هویت ما و برگرفته از نوع و سبک زندگی است و متاسفانه مورد بی توجهی قرار گفته است.
در مورد این موضوع باید گفت که ما زمانی دارای هویت در نمای شهری می شویم که ابتدا خود ما مردم دارای هویت باشیم. برای تعیین هویت باید داشته هامان قوی باشد. اگر بخواهیم دست در جیب ببریم و چیزی روی میز بگذاریم، زمانی است که چیزی در جیب داشته باشیم وگرنه چیزی برای روی میز گذاشتن نخواهد بود. عمده ترین اتفاقی که در دوران50 الی100 ساله اخیر افتاده این است که ما داشته هامان تمام شده است، اندوخته ای نداریم و جیب پری نداریم که بخواهد در نمای شهری ما تبلور پیدا کند. درست است که به دوره های تاریخی استناد کرده و به آن ها افتخار می کنیم، اما در یک جایی این کیفیت قطع شده و در آن سده باقی مانده و ادامه ی این لایه ها را در امروزمان نداریم. چندین حلقه در این زنجیر گم شده، چگونه می خواهیم در این شرایط صحبت از هویت به میان آوریم. بافت تاریخی ما غنی و قابل اتکاست اما تا به کجا! گرچه وقتی ما از تماشای بناهای قدیمی لذت می بریم علت آن است که از درون ما برگرفته شده است و راه درست هم، حفظ این بافت است، ولی سرانجام زمانی دچار فرسایش خواهد شد و همچنین با گذر زمان علایق و سلایق متفاوت خواهد شد.
افرادی که ما در دانشگاه ها به عنوان معمار تعریف می کنیم را در همان دوره باقی می گذاریم، آموزش ها براساس معماری در همان سده هاست، اما هیچوقت به چطور ادامه دادن آن فکر نکردیم، حرفی در دانشگاه ها در این باره به دانشجویان نگفته ایم و نمی دانیم نحوه گذر از طاق و قوس و رسیدن به معماری که دارای مبانی طاق و قوس باشد، چگونه است. به اینجا می رسد که نمونه های کپی شده را همراه با تکنولوژی وارد کرده و استفاده می کنیم. آموزش معماری ما براساس معماری گذشته است. معماری اسلامی و ایرانی در مسجد جامع و یا کوشک ها و خانه های قدیمی به دانشجو معرفی می شود، اما در زمان طراحی با شرایط و زمان دیگری مواجه می شود و ضوابطی که اجازه خیلی از کارها را نمی دهد؛ پس کاملاً در دو محیط متفاوت قرار می گیرد. مطالعات کتاب خوانی در همان زمان باقی می ماند و ما نهایتاً با شرایط امروز کار خودمان را می کنیم. زمانی که ضوابط موجود خشک و محدود به اجراست و زمانی که منفعت اقتصادی ارجحیت پیدا می کند، معماری دست و دلباز و تراس وارطانی حذف می شود؛ خط آسمان، خط اقتصاد می شود و به نمودار اقتصادی تبدیل می شود. در 5 طرح معماری که دانشجو در دوره کارشناسی می گذراند، در هیچکدام حرفی از نما، طراحی نما و تأثیرات آن گفته نمی شود و یک وجه گم شده است. در ضوابط شهرداری هم محدودیت ها فقط در رابطه با پلان است که آن هم در مورد ضوابط اجرایی است؛ این در حالی است که تا وقتی پلان دارای کیفیت مطلوب معمارانه نباشد، نما هم دچار ضعف خواهد شد. ما باید معمارهامان را آموزش بدهیم که در ضمن اینکه طراحی را براساس ضوابط انجام می دهند، بعد معماری آن را پررنگ تر کرده و اصلاحاتی هم در آن ایجاد کنند. به عنوان مثال بخش زیادی از مراحل نقشه های فاز دو، مربوط به معماری است که تهیه نمی شود. از 17 لایه فاز دو، تنها 4 لایه اجرا می شود که آن هم سازه ای است، پس نظارت معمارانه هم معنا پیدا نمی کند و درست بعد از اجرای گودبرداری، سازه نگهبان و سفت کاری که سازه ای هستند و در زمان شروع کار معماری، نظارت بر ساختمان خاتمه پیدا می کند. کم رنگ شدن معماری خود باعث بی هویتی است، به این دلیل که مطالبی که برگرفته از اصول است و به معمارها آموزش داده می شود، امکان اجرا شدن در عرصه ساخت وساز را پیدا نمی کند.
اینجاست که به این نتیجه می رسیم که ما اساتید و معمارها به عنوان متصدی این امور، مولفه های درست را به مردم نداده ایم. آیا هیچ وقت ضابطه هایی بوده که به طور صحیح چراغ راه باشد؟! در بعضی مناطق شاید حتی هزینه های زیادی برای نما می شود، اما چون بدون آگاهی بوده به مسیر نادرست و نهایتاً محصول نامطلوب رسیده است. تا زمانی که آگاهی وجود نداشته باشد، خیلی ضعف ها به دنبال آن هست؛ اما وقتی که مردم آگاه شوند، حتی در نقاط پایین شهر هم که گمان می شود افراد صرفاً به دنبال یک سرپناه هستند، برای داشتن بهترین نماها تلاش می کنند. در گذشته چنین تفکری رواج داشت که کار نما، پرهزینه است و معماری آن به عنوان یک مقوله لوکس معرفی شده بود، در حالی که معماری در سادگی است؛ مصالح همان مصالح است اما تفکر معمار، ایده زیباتری خلق می کند.
راه حل دیگر این است که منظر شهری را درست تعریف کنیم و در واقع در مقیاس کلی تری ایجاد هویت کنیم. هر کدام از افرادی که در منظر شهری فعالیت می کنند، دید جداگانه ای دارند. یک معمار وقتی به منظر شهری نگاه می کند فقط یک ساختمان را می بیند. از دید یک معمار که در مقیاس زیر 500/1 طراحی می کند، این دید وجود ندارد که وقتی ساختمان ها در کنار هم قرار می گیرند، چه شرایطی خواهند داشت. از دید یک طراح شهری جداره ها هستند که اهمیت دارند و نهایتاً مبلمان پیاده روها که در مقابل جداره دیده می شوند؛ کار طراح شهری با مقیاس 500/1 به بالا بر روی نقشه است که مقیاس عدم اجرایی است. طراح شهری دارای این نگاه کلی است که این ساختمان ها در کنار هم خط آسمان خوبی داشته باشند. اما این که از نظر نوع متریال یا نوع بازشوها چه ویژگی هایی داشته باشند، بررسی نمی شوند؛ تنها به موارد کلی می پردازد و این که کیفیت منظر عمودی شهری آن چگونه است و در دوردستش چند نشانه می توان دید. متولیان کلی که خیابان را به عنوان محور می بینند به مباحثی مانند محوریت خیابان ها، کیفیت سنگ فرش، جایگاه تیر چراغ برق، کیفیت آسفالت و جوی و غیره می پردازند؛ در مرحله بعدی با دید ترافیکی مواردی از قبیل ایجاد دوربرگردان و اینکه چه تأثیری در منظر شهری می گذارد یا اینکه عرض خیابان یا پیاده رو چطور باشد، بررسی می شود. هرکدام به صورت جداگانه کار می کنند و در نهایت به مدیریت شهری تسری پیدا می کنند. هریک به صورت جزیره ای عمل می کنند و همپوشانی درستی بین برنامه ریز شهری، طراح شهری و معمار وجود ندارد. آیا هرگز این بررسی صورت می گیرد که نمای ساختمان طراحی شده با نمای کلی که در مقیاس500/1 طراحی شده همخوانی دارد یا نه؟!
اگر بخواهیم هویت را در نمای شهری احیا کنیم به طور خلاصه می توان گفت که در وهله اول باید مصادیق هویت در معماری را مشخص کنیم و این مصادیق ایجاد نمی شود مگر با پیوند درست گذشته به حال. نه اینکه گذشته در جایش بماند و ما به آن برگردیم، حال چه مخاطب باشیم و چه معمار.
در مرحله بعد، مصادیق هویتی در مباحث طراحی شهری به عنوان مقیاس کلی تر و سپس به مباحث زیرمجموعه ای آن از جمله ضوابط طراحی معماری وارد می شود که باید با برررسی هرچه دقیق تر و جمع آوری اطلاعات صحیح، جزئیات این ضوابط را تعیین کرده و به تشریح آن بپردازیم تا بتوانیم با انتقال این مباحث در فضای آموزشی دانشگاه هایمان، دانش آموختگانی با علم به روز و کارآمد داشته باشیم و بتوانیم نظام آکادمیک را با نظام اجرایی همسان کنیم. این امر موجب می شود که در قدم نخست در فضای کاری مربوطه، معمارانی صاحب نظر و حاذق باشیم و حرفی برای گفتن در مقوله هویت اجتماعی و فرهنگی افراد جامعه داشته باشیم و همچنین از طریق ایده پردازی در طراحی ها، در شرایط انتخاب و ایجاد سمت و سوی صحیح و بایسته در سلایق عمومی مردم، تأثیر مطلوبی ایجاد کنیم و نهایتاً به شرایط مناسب و ایده آل جامعه دست برسانیم.

فهرست منابع و مراجع
معماریان، غلامحسین، (1373). آشنایی با معماری مسکونی ایرانی: گونه شناسی درون‎گرا، انتشارات دانشگاه علم و صنعت، تهران.
بمانیان، محمدرضا، امینی، معصومه، بررسی شاخصه های موثر در شکل گیری تعادل در معماری مسلمانان (نمونه موردی: مسجد جامع اصفهان). فصلنامه شهر ایرانی اسلامی، شماره پنجم، پاییز 1390.
:

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آمار و اطلاعات

نگارخانه