نگاهی به آثار دومین سالانه هنرهای شهری «بهارستان»

بند رخت رو جای دیگه ببند!

پوریا دانش

استفاده از تصاویر و زندگی روزمره در آثار هنری که در فضای عمومی ارائه می‌شوند، در شهر تهران به وفور دیده می‌شود و به طور ویژه می‌توان به نقاشی دیوارهای تهران اشاره داشت. مردم در حال خرید، فرش‌های شسته شده و آویزان از پشت بام‌ها، آدمی در حال گل دادن به باغچه، مردی در حال رنگ کردن دیوار و... همه و همه تصاویری آشنا هستند که هنرمندان از زندگی روزمره و فرهنگ عامه اقتباس کرده و به شکل‌های متفاوتی در نقاشی، مجسمه و چیدمان‌های محیطی به نمایش گذاشته‌اند. اما دلیل این کار چیست؟ چه چیزی باعث می‌شود که ما بخواهیم تصویرهای روزمره اطرافمان را دوباره در شهر و از طریق آثار هنری ببینیم؟ یکی از دلایل شاید رویکرد بزرگنمایی و نمادین کردن این فرهنگ و ارزش بخشیدن و بازنگری در اتفاقات روزمره‌ای باشد که برای ما تبدیل به عادت شده و فراموش کرده‌ایم اما این دست آثار خطر فرو افتادن در ورطه کارهای تزئینی و بی مایه را نیز دارند و به نوعی مرز باریکی میان این دست آثار وجود دارد.
اثری که بر پل هوایی عابر پیاده در میدان هفت تیر کار شده است، به همان دسته ناموفق آثاری تعلق دارد که چیزی برای افزودن به فرهنگ، هنر و حتا زیبایی شهر ندارند اما این مجوز را پیدا کرده‌اند تا به صورت موقت در فضای شهری به نمایش درآیند. اما جدای از ایده و مفهوم این اثر، آنچه بیش از هر چیز دیگر جای پرسش دارد، اجرای ضعیف اثر است. شکل لباس‌ها و نوع چیدمان آنها در کنار یکدیگر بسیار ضعیف و بدون کوچکترین طراحی و فکر است و این تصور را برای مخاطب ایجاد می‌کند که با یک کار سفارشی و غیرهنری روبرو است. نورهای محیطی کار که قرار است شب‌ها این فرم‌ها را برای ما روشن کرده و قابل دیدن کند، بر اجرای ضعیف و غیرهنری آن تاکید می‌کند. به بیان دیگر، هنرمند هیچ توجهی به اصول اولیه یک اثر هنری مانند فرم و ترکیب‌بندی آن نداشته است و سعی کرده تنها مخاطب را به واسطه روبرو کردن با یک بند رخت و چند فرم لباس در میانه شهر غافلگیر کند اما نبود خلاقیت و توجه به فضا و مکان کار بیشترین ضربه را به آن زده است.
هرچند باید تاکید کرد که مشکلات یاد شده در این اثر تنها مربوط به یک اثر خاص نیست و در بسیاری از آثار شهری به چشم می‌خورد. بیشترین مشکل آثار هنری شهر تهران همچون اثر یاد شده، عدم توجه به مبانی هنری و اجرای آثار است و این مسئله باعث می‌شود که مخاطب از هر قشر و سلیقه‌ای که باشد ارتباطی با اثر برقرار نسازد؛ به بیان دیگر اصلی‌ترین مشکل این دست آثار نداشتن ابتدایی‌ترین قواعد و اصول هنری است. در واقع ما در ابتدا باید با یک اثر هنری روبرو شویم و سپس ایده و معنای اثر را مورد بحث قرار دهیم و ممکن است که یک اثر هنری حرفه‌ای و خوب هم برای بخشی از مردم تاثیرگذار نباشد و برای قشری دیگر مهم و ارزشمند تلقی شود. بنابراین اینجا بحث بر سر این نیست که اثر هنری نخبه‌گرایانه یا عوام‌پسندانه است، بلکه بحث بر هنر بودن اثر و یا تبدیل شدن آن به یک تولید صنعتی است.
اگر بار دیگر به تصویر لباس‌های آویزان شده و بند رخت کار شده در میدان هفت تیر نگاهی بیاندازیم، در میابیم که هر صنعتکار و فرد غیر هنری نیز می‌تواند چنین ایده‌ای را با چنین اجرایی داشته باشد و شاید بهتر باشد که اینچنین بند رخت‌هایی جای دیگری بسته شوند و مجال حضور برای هنرمندان حرفه‌ای بیشتر شود.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • تهیه شده در: معاونت برنامه¬ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهر تهران- مدیریت مطالعات و آموزش-واحد آموزش نوبتو سال انتشار:1390 مباحث کتاب: رشد مباحث مربوط به پیاده روی و پیاده راه ها و توجه به عابر…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آمار و اطلاعات

نگارخانه