نگاهی به آثار دومین سالانه هنرهای شهری «بهارستان»

مواجهه با یک فرم طبیعی

پوریا دانش

در بحث‌های مربوط به هنرمحیطی و هنر طبیعت، یک پرسش همیشه جزو اصلی‌ترین و مهمترین پرسش‌هاست؛ چه رابطه‌ای بین هنر، طبیعت و جامعه وجود دارد؟ هنر محیطی چه کمکی به جامعه می‌کند و آیا استفاده از مواد و مصالح طبیعی به دریافت و درک مخاطب از طبیعت می‌انجامد؟ و این درک باعث ارتقاء و تغییر نگاه در جامعه می‌شود؟ از نگاه برخی منتقدین، هنرمندان هنرمحیطی به واسطه استفاده از مواد طبیعی (و نه گران قیمت و ماندگار) و حضور کمرنگ در حراجی‌ها و موزه‌ها چندان جدی گرفته نمی‌شوند اما برخی دیگر معتقد هستند که آثار هنرمحیطی و حتا آثار غیرماندگار هم تاثیرگذاری ویژه‌ای در جامعه و آحاد مردم دارند.
در واقع هنرمندان نخستین تاثیرگذاری که از طریق آثار هنرمحیطی در جامعه دارند، یادآوری رابطه کهن میان انسان و طبیعت است و این مسئله در زمانه‌ای که ما خود را مسلط بر طبیعت می‌پنداریم و فراموش کرده‌ایم که ما هم بخشی از طبیعت بوده و هستیم، بسیار تاثیرگذار است. هنرمندان هنرمحیطی به دنبال بازتعریف و تفسیر دوباره رابطه میان انسان و طبیعت هستند و با گرایش‌های مختلف سعی می‌کنند تا در این زمینه تاثیرگذار باشند. نخستین هنرمندان این گرایش به دل طبیعت رفتند و از فضاهای گالری، موزه و شهرها فاصله گرفتند تا کارهایی بکر، غیرقابل فروش و مکان ویژه خلق کنند اما در گذر زمان تصاویر و ویدئوها و سپس اصل آثار به درون شهرها و گالری‌ها نیز راه یافتند و سپس از امکان استفاده از فضا و مکان شهری و ارتباط مستقیم با مردم استفاده کردند. در ایران نیز این گرایش بیش از یک دهه است که آغاز شده است اما با این وجود چندان در فضای شهری به درستی تعریف نشده و همواره در سطح باقی مانده است. در اثر پیش روی ما هنرمند درختان رنگ شده‌ای را از دیوارهای یک پل هوایی آویزان کرده است تا این درختان وارونه نخستین شوک را به مخاطب وارد کنند، درختانی که در فضا و حالتی غیرمعمول قرار گرفته‌اند.
مینا غفاری در این اثر که "وارونگی" نام دارد، توانسته از امکان قدرتمند درخت به عنوان یک نشانه و نماد طبیعی استفاده کند اما رنگ کردن درختان اثر را از یک فضای واقعی و تاثیرگذار به سمت تزئینی شدن پیش برده است. رنگ‌های تند، روح درختان را گرفته و به اشیاء بی خاصیتی تبدیل کرده است. این اثر با تغییراتی اندک می‌توانست به اثری تاثیرگذار تبدیل شود و عمق معنایی بیشتری پیدا کند اما هنرمند کمتر به مکان‌مندی اثر و وجوه نمادین آن اندیشیده است. برخورد سطحی با متریال، درخت را به شی بی خاصیت و تزئینی در رنگ‌های مختلف تبدیل کرده است. این درخت‌های رنگی پیش از آنکه برای ما یادآور طبیعت باشند یا نماد مرگ و زندگی، اشیاء غول پیکری شده‌اند که سعی در حفظ تناسب با پل هوایی و محدوده زیرین آن را دارند. به بیان دیگر هنرمند از فرم طبیعی درخت استفاده کرده اما از نشانه‌ها و دلالت‌های معنایی آن استفاده نکرده است.
به هر صورت کمترین تاثیر این اثر مواجهه ما با یک فرم طبیعی است اما هنرمند به همین قدر بسنده کرده تا فرصت روبرو شدن با یک کار قابل تامل را از ما بگیرد.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • نام کتاب: مجموعه تهران پژوهی 1 و 2 ناشر: دفتر پژوهش­های  فرهنگی تهیه شده در: معاونت برنامه­ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهر تهران - مدیریت مطالعات و آموزش - واحد آموزش شمارگان: از هر عنوان…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آمار و اطلاعات

نگارخانه