نگاهی به آثار هشتمین سمپوزیوم بین‌المللی مجسمه سازی تهران

شبح واقعیت

روزبه صدر

"فرانچسکا برناردینی" هنرمند ایتالیایی با اثر "ساختار جذاب" در هشتمین سمپوزیوم بین المللی مجسمه سازی تهران حضور دارد. او در این اثر، بیش از هر چیز از ایده وحدت بخشی به عناصر در ظاهر نامتجانس بهره می برد. اجزای این اثر یک ستون مکعبی شکل بلند، شیئی پیله مانند و طناب یا بندی است که آن را به ستون گره زده است. عناصری که در نگاه واقعگرایانه هر یک می بایست از جنسیت و بافتی متفاوت برخوردار باشند اما در اینجا همه در قالب کالبد سنگی واحدی تعریف می شوند. هنرمند به این ترتیب تاکید می کند که علاوه بر وحدت بصری، روابط شکلی و معنایی میان عناصر را بر بازنمایی واقع گرایانه مقدم شمرده است. این رویکرد که به طرزی هوشمندانه اتخاذ شده، از سویی موجب شده تا اثر فاصله ای منطقی و سازنده را از تعابیر معنایی که می توانست حاصل نگاه واقع گرایانه به اجزا باشد، نگاه دارد.
به دنبال این پرهیز از تعابیر از پیش آشنا، هنرمند موفق شده تا علاوه بر این فاصله گذاری، همچنان بخشی از تداعی ها و ارجاعات عناصر به امر واقعی را نیز تا اندازه ای برای خود حفظ کند. روشن تر شدن این کارکرد نیاز به معرفی مصداق هایی دارد؛ از جمله اینکه با وجود اشراف مخاطب به اینکه در اثر حاضر تمامی عناصر از یک قالب سنگی واحد بیرون آمده اند، در مواجهه با آن همچنان تا اندازه ای درگیر کنجکاوی در نحوه روابط عناصر با یکدیگر خواهد بود. همچنین در یک مثال مشخص باید گفت؛ در صورتی که این عناصر به صورت مجزا و در قالب بافت های واقعی شان در این اثر کنار یکدیگر قرار می گرفتند، می توانستند بیننده را درگیر پرسش هایی از چرایی و چیستی روابط آن ها کند، یعنی امری که تا این اندازه مورد نظر هنرمند نبوده است.
در حقیقت آنچه هنرمند در این اثر دنبال می کند، جنسیت زدایی و وحدت بخشی به مجموعه این عناصر و در کالبدی یکپارچه است. به این ترتیب هنرمند موفق می شود تا با یکپارچه سازی عناصر نوعی هویت جدید را به این مجموعه در هم تنیده ببخشد. درست است که این یکپارچگی اجزا در خود تا حدی ارجاع به مجسمه های کلاسیک را می پروراند، اما از جنسیت سازی و تمرکز بر جنسیت های تک تک اجزا دوری می گزیند. هنرمند بر خلاف رویکردهای کلسیک مجسمه سازی که علیرغم یکپارچگی در متریال و کالبد اصلی اثر به ساخت و ساز دقیق جنسیت و هویت مادی اجزاء مجسمه گرایش دارند، در اینجا به طور کلی از چنین پرداخت هایی چشم می پوشد و در نهایت مخاطب را با اشکال و عناصری روبه رو می کند که دیگر از کارکردهای واقع نمایانه و ارجاع گر به دور هستند و تنها شبحی از یک هویت آشنا یا تداعی گر را به ذهن متبادر می کنند. شاید همین امر را باید نکته مرکزی این اثر باید به حساب آورد؛ از واقعیت یا عناصری واقعی که در جهان واقعیت می توانستند بیان گر معنا یا روابطی معین باشند، اما در اینجا تنها شبح و روح کلی آن عناصر را نمایندگی می کنند. عناصری که در شکل و شمایل کنونی شان حالا در روحی واحد خود را عرضه می کنند و از آن چه تا پیش از این نمایندگی می کرده اند تهی شده اند.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آینه رسانه ها

آینه رسانه ها

نگارخانه