نگاهی به آثار هشتمین سمپوزیوم بین‌المللی مجسمه سازی تهران

ارزش گذاری بازنمایانه

نادر کمالوند

پرتره سازی به عنوان یک سنت تصویری دیرپا و پرسابقه بخش مهمی از پیشینه هنر مجسمه سازی را به خود اختصاص داده است.این نوع از تولید تجسمی که اشتراکاتی را هم در دنیای نقاشی دارد در بخشی از کارکردهایش ثبت و ضبط چهره ها و شخصیت ها ی برجسته و تاثیرگذار را دنبال می کند. این کارکرد اگرچه امروز و از طریق رسانه های دیگری چون عکاسی بسیار سهل الوصول تر و دقیق تر می تواند صورت بگیرد اما باید توجه کرد که پرتره سازی در مجسمه ها نوعی جنبه یادمانی و ارزش گذاری های تاریخی را به همراه دارد که توانسته است آن را تا امروز رویکردی پرطرفدار و مورد اعتنا باقی بگذارد. همچنین ویژگی های بصری و بخصوص واجد بودن نوعی همسان سازی وجودی که مشخصا خاص هنر مجسمه سازی است بازنمود موجودیت انسانی را در شکل و شمایل نسخه جاودان از موجودیت فانی انسان را امکان پذیر می کند. امری که در اینجا با خصلت تغزلی تفکر ایرانی و کارکرد‌هایش را در نوعی از بازنمایی وفادارانه دنبال می کند که تا اندازه ای همذات پنداری با مخاطب را بر می‌انگیزند.
در آثاری که همچنان چنین رویکردی را دنبال می کنند و از جمله اثری از بیژن غنچه پور که در هشتمین سمپوزیوم بین المللی مجسمه سازی تهران ارائه شده، علیرغم این‌ها و به طور ضمنی، خواسته یا ناخواسته محتوایی را مطرح می‌کند که نیازمند تامل و دقت نظر ویژه است و آن اینکه؛ پرتره سازی امروز را، لااقل از حیث گستردگی و فراگیربودن تا چه اندازه می‌توان ادامه دهنده دغدغه‌های فرهنگی و کارکردهای اجتماعی به حساب آورد. شاید هم این اثر پاسخی است به غیبت مجسمه‌های واقع گرایانه خصوصا در رویدادهای جدی‌تر این عرصه که به نظر می‌رسد این مسئله بیش از آنکه در بی‌توجهی به واقع نمایی ریشه داشته باشد، معلول اشتیاق زایدالوصف مجسمه سازان معاصر به تجربه گرایی و جستجوی ساختارهای نو است. بی‌سبب نیست که در عمده نمایشگاه‌های سال‌های اخیر در عرصه مجسمه سازی، بیشترین حجم آثار تابع نگاهی به ساختار هنری شکل گرفته که سازوکارش در عناصری چون فرم، ماده و بیان هنری خلاصه می‌شود تا شبیه سازی‌های بازنمایانه و مهارت طلبانه که شاید هنرمندان این رشته کارکردش را برای مثال در بخشی از فضای شهری می‌یابند تا در دوسالانه‌ها و نمایشگاه‌های تخصصی.
در هر حال و فارغ از ارزش گذاری بر چنین رویکردی، در مواجهه با آثاری که همچنان دغدغه های ژانری را در ساخت آثار حجمی دنبال می کنند، در عین حال می‌توان به اراده هنرمندان این رشته بر فاصله گرفتن از واقع نمایی و تثبیت نگاه تجربه گرا و ساختارمند در آفرینش آثار حجمی بیش از پیش پی برد و اذعان کرد. نکته جالب توجه در این خصوص توافق هنرمندان چند نسل گذشته و امروز بر سر جستجوی امکانات و ظرفیت‌های کمتر پرداخته شده مجسمه سازی است که با تاملی در آثار خلق شده این سال ها به وضوح قابل مشاهده است. البته این چشم انداز بخش جذاب تری هم دارد و اینکه؛ علیرغم این توافق اصولی، هنرمندان مجسمه ساز نسل‌های مختلف از زاویه نگاه‌های مختص به خود جستجو در ساختارهای نوآورانه را پی می‌گیرند و از نقطه نظرهایی متنوع و متکثر ساختارهای نوآورانه اثار حجمی را تبیین می‌کنند.

معرفی کتاب

بنر لینک کتابخانه

نگارخانه