گزارش نشریه چلچراغ از حالوهوای کتابفروشیهای روبروی دانشگاه از زبان ناشران

نبض تجدد در قلب پایتخت میزند

میدان 24 اسفند یا میدان مجسمه که بعد از واژگونی مجسمه دیکتاتوری که سالها در آن میدان جا خوش کرده بود، این اسم معنی یا مفهوم به درستترین شیوه ممکن آن بر رویش ماند. واژهای که 40 سال مداوم است به بخشی از روزمرگیهای نسلهای مختلف این سرزمین الحاق شده است؛ مفهومی ژرف که به پاسداشتش در در جای جای این سرزمین مکانهای مختلف و دارای اهمیت را با کلمه مذکور صدا زدهاند. میدان انقلاب تهران اما صرفا نامگذاریای از روی پاسداشت و گرامیداشت آن مفهوم نیست، جدای از شعارزدگیهای مرسوم خود در مفهوم اسمش تجلی پیدا کرده است و زمانی شاهراه ارتباط فکری روشنفکران بوده است که در فضای خفقانآلود آن زمان تنفس میکردند؛ فضای بستهای که حتی تفکر را ممنوع میکرد.
این میدان و خیابان در طول چند دههای که آباد شده است، نامش با مفهوم کتاب، کتابخوانی، مبارزه و تجدد گره خورده است. زمانی عرصه ارائه کتابهای جلدسفید و انقلابی بوده. بعد با پیروزی انقلاب رنگ عوض کرده و تا چند سال بعد از انقلاب، دورهای از رونق و آزادی را تجربه کرده. حالا هم پاتوق خرید کتابهای کمکآموزشی و درسی و سفارش پایاننامه و دارالترجمههایی شده که دانشجویان را از شرق و غرب به سمت قلب پایتخت میکشاند. کتابفروشی در خیابان انقلاب بعد از چند دهه همچنان برقرار است. شاید مثل قبل پررونق نباشد، اما چرخ این کسبوکار هنوز میچرخد و دهها ناشر همچنان در گوشه و کنار این خیابان تاریخی بلند، از این راه نان میخورند.
برای دانستن حالوهوای کتابفروشیهای منطقه انقلاب، یا بهقول معروف جلوی دانشگاه، به سراغ تعدادی از ناشرانی رفتهایم که با همه سختیها سالهاست در این شاهراه فرهنگی کتاب منتشر میکنند و میفروشند. از آنها درباره تغییر بافت کتابفروشیهای منطقه پرسیدهایم و اینکه برای زنده ماندن بخشی از تاریخ معاصر زنده ایران چه باید کرد.
حسین مفید از ناشران عمومی و تخصصی راسته انقلاب میگوید
همزیستی مسالمتآمیز
حسین مفید، از ناشران فعال در منطقه خیابان انقلاب، درباره گذشته و امروز کتابفروشی در محدوده خیابان انقلاب میگوید: «قبل از انقلاب اکثر کتابفروشیها و بهاصطلاح مرکزیت فروش کتاب در خیابان شاهآباد (جمهوری فعلی) قرار داشت و بعد از انقلاب بود که کتابفروشیها به روبهروی دانشگاه منتقل شدند که البته اکثریت آنها در همین خیابان انقلاب قرار داشتند. وضعیت چاپ و نشر در آن زمان عامتر و غیرتخصصیتر بود؛ به این صورت که ناشرهای مختلف کتب را در حوزههای مختلف چاپ میکردند و مثل الان حوزه کاری تخصصی وجود نداشت.
در دوره انقلاب و آزادی سیاسی دستفروشها رفته رفته در این مکان پیدا شدند و البته برخلاف حالا کسی از وجودشان احساس نارضایتی نمیکرد؛ به این دلیل که کتابهایی را که چاپ نمیشدند، با جلد سفید به مردم عرضه میکردند، نه مثل الان کتابهایی را که ناشران مختلف چاپ میکنند، با قیمتی کمتر از ناشر عرضه کنند. در حال حاضر هیچ قانونی در مورد ساماندهی دستفروشها وجود ندارد و نیاز به وجود قانون و آییننامهای مشخص برای این افراد ضروری احساس میشود.
با افزایش تعداد دانشجویان پس از انقلاب، کتابفروشیهای این خیابان ناگزیر از تغییر بودند؛ چه از لحاظ سر و شکل و چه از لحاظ محتوای کتابها. ناشران کتاب درسی در سالهای پس از انقلاب تعدادشان چند برابر شده است. هرچند این موضوع از دیدگاه فلاسفه یک امر مشترک لفظی است، یعنی ناشر عمومی و درسی هر دو ناشرند، اما در واقع دو مقوله کاملا جدا از یکدیگرند. بااینحال از لحاظ صنفی میتوانند ما را تحت فشار بگذارند. جنس مراجعهکنندههای این دو نوع ناشر با هم تفاوت میکند و در این امر رقابتی احساس نمیشود.»
مدیر انتشارات مولی به عنوان یکی از قدیمیترین ناشران، اوضاع نشر در کشور را بسیار بد توصیف میکند، چون از یک طرف گرانی و عدم اعتماد مردم و از طرف دیگر ممیزیهای صورتگرفته در اداره ارشاد همگی باعث عدم توفیق کتابهای تازه چاپ در سالهای اخیر شده و این بیاعتمادی به جایی رسیده است که اگر حتی کتابی سانسور نشده باشد، مخاطب فکر میکند که این اتفاق افتاده است.
حسین مفید در ادامه در پاسخ به سوالی در مورد چگونگی تغییر جنس مخاطبان در سالهای اخیر، مخاطبان و دانشجویان را به دو دسته تقسیم کرد که دسته اول فقط کتابهای درسی خود را ملاک میگیرند، اما دسته دوم کسانی هستند که خواهان تسلط بر موضوعاتی فارغ از موضوعات درسیشان هستند. به گفته مفید در سالهای اخیر به خاطر مسائل و مشکلات فرهنگی و اقتصادی موجود، آمار مراجعهکنندگان دسته دوم به کتابفروشیهای خیابان انقلاب کاهش پیدا کرده است.

سعید اردهالی از تغییر بافت فرهنگی مخاطبان کتابفروشیهای انقلاب میگوید
از جوان کتابخوان تا دانشجوی مدرکگرا
سعید اردهالی، از ناشران فعال در منطقه خیابان انقلاب، صحبتهایش را از اوضاع نشر قبل از انقلاب و سختی کار نشر در آن زمان شروع میکند: «وضعیت نابهسامانی بود. حتی اثری چون «ماهی سیاه کوچولو»ی صمد بهرنگی هم به نوعی اثری مجرمانه محسوب میشد. البته این آثار، آثاری بودند در مغایرت با نظر سیاسی رایج، اما آثار کلاسیک خوب و فراوانی در آن زمان منتشر میشد و در همین محدوده خیابان انقلاب، ناشرین بزرگی بودند مانند خوارزمی، امیرکبیر و غیره که آثار زیادی از این دست منتشر میکردند. اما در کل آن دوره، از لحاظ فکری، سیاسی و اجتماعی دوره سیاهی برای صنعت نشر بود. در دوران انقلاب فضا بهشدت باز شد و در مدت زمان خیلی کوتاهی کتابهای خیلی زیادی با جلد سفید منتشر شد و ناشرین دیگر و قانونی هم مشابه این کتابها را با جلد رنگی چاپ کردند. این مسئله به رونق کتابفروشیها، بهویژه کتابفروشیهای راسته انقلاب منجر شد.
چند سالی این شیوه چاپ تداوم داشت تا اینکه باز برای حوزه نشر یکسری قواعد و قوانین مختلف تدوین کردند و در یکسری موارد ناشرین محدود شدند. در برخی موارد خیلی محدود شدند و این موضوع بر آمار مخاطبهای کتابفروشیهای انقلاب اثر داشت. تا زمان اصلاحات که دومرتبه این فضا بازتر شد و مخاطب دوباره با کتاب آشتی کرد.» اردهالی درباره وضعیت دستفروشان خیابان انقلاب و چگونگی بهاصطلاح پاتوق کردن انقلاب برای بساطشان میگوید: «با وجود اینکه سروکله دستفروشها در دوره آزادی سیاسی پیدا شد، اما ازدیادشان در سالهای اخیر به دلیل مقوله چاپ دیجیتال است که روند نشر کتابها را تسهیل کرده است. با وجود همه گلایههایی که ناشران و بهویژه کتابفروشیهای انقلاب از این دستفروشان دارند، در کل تاثیرشان از لحاظ مالی چندان قابل ملاحظه نیست، اما از تاثیر روانیای که بر جامعه کتابخوانان میگذارند، قابل بررسی است؛ چراکه حضور این دستفروشها باعث عدم اعتماد قشر کتابخوان و ارتباط دوباره مخاطبان با ناشران میشود.» در ادامه از سعید اردهالی در مورد تغییر کاربری کتابفروشیهای انقلاب و تبدیلشان از ناشرین عمومی به تولیدکنندههای کتابهای کمک آموزشی و درسی میپرسیم و تاثیر این اتفاق بر کار ناشرین عمومی. پاسخ او این بود: «الزامی وجود ندارد که اگر این منطقه مرکز ارائه کتابهای درسی نباشد و کسی از اینجا کتابهای آموزشی را تهیه نکند، بیاید و کتابهای ما را بخرد. مسئله کنکور و سیستم آموزش و پرورش ما به ترویج کتاب و کتابخوانی کمکی نکرده که هیچ، بلکه دانشآموزان و محصلان را هم مدرکگرا بار آورده است. یعنی فقط به دنبال مدرک باشند و در همین راستا فقط بابت خرید کتابهایی هزینه کنند که آنها را به این هدف نزدیک میکند.
نمیشود گفت که بافت خیابان انقلاب بهکلی تغییر کرده و این خیابان بیشتر به محلی برای فروش کتابهای درسی تبدیل شده. این موضوع بیشتر به مغازههای اطراف میدان مربوط میشود، نه کتابفروشیهایی با پیشینه و تاریخی طولانیتر. اما خب رفته رفته نسبت به اقتضای زمان و سختیهای حوزه نشر هم یکسری تحولات به وجود آمده است.»

سینا پورپیرار از دیروز و امروز کتابفروشیهای انقلاب میگوید
نفسهای آخر صنف کتابفروشان

سینا پورپیرار، از ناشران فعال در منطقه خیابان انقلاب، درباره نقش کتابفروشیها در شکلدهی هویت خیابان انقلاب میگوید: «خیابان انقلاب در طول تاریخ پیدایشش تا امروز، مرغ عزا و عروسی بوده است. این خیابان هر اتفاقی را از تظاهرات و شادیها و جشنها تا اغتشاشات را به خود دیده است. دلیلش هم قبل از هر چیز و بیش از آنکه وابسته به پیدایش کتابفروشیها باشد، به دانشگاه تهران برمیگردد. این دانشگاه در گذشتههای دور و قبل از به وجود آمدن دانشگاه آزاد و محیطهای دیگر دانشگاهی، جایی بوده است که افرادی که واقعا به دنبال علم بودهاند، در آن جای داشتهاند. اوضاع مثل الان نبوده که علم را با پول میخرند. همیشه سطح علمی این منطقه از سطح علمی نقاط دیگر بیشتر بوده، و چون افرادی که به این منطقه رفتوآمد داشتهاند، افراد دارای علمی بودهاند، طبعا نیاز به کتاب هم داشتهاند. به این ترتیب کتابفروشیها به دلیل کششی که این منطقه داشته است، در اطراف این محل شکل گرفتهاند. اما وضعیتی که حالا در این خیابان مشاهده میکنید، نفسهای آخر صنفی است به اسم کتابفروشان. دو دلیل اصلی برای این مسئله وجود دارد؛ یکی گسترش اینترنت و در دسترس بودن فایلهای کتابها و دیگری اینکه کتاب را میگیرید که بخوانید و در محیطی آرام در فضای آن غرق شوید، ولی در حال حاضر به دلیل شرایط بغرنج اقتصاد، اعصاب کتاب خواندن در بین مردم وجود ندارد. در این شرایط باید به مردمی حق داد که میخواهند کتاب بخوانند، اما شرایط اقتصادی کمرشان را خم کرده و حق دارند به دنبال خرید ارزانتر از دستفروشان خیابان انقلاب و کتابهای کپی بروند. در سال 97 تقریبا تمامی ناشران سوددهی نداشتهاند. ماه به ماه ورودی وجود دارد، اما خروجی سودی در کار نبوده است و تعدیل نیرو در تمام این صنف وجود داشته است.» پورپیرار درباره ناشران آموزشی میگوید: «در مورد ناشرانی که در این راسته کتابهای کمک آموزشی میفروشند، همین بس که اگر شما در شبانهروز تلویزیون نگاه کنید، حداقل یک بار با تبلیغ یکی از این کتابها مواجه میشوید که این خود گواه توانایی و برش آنهاست.»

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • تهیه و تالیف: سازمان زیباسازی شهر تهران ناظر: معاونت برنامه ریزی و توسعه منظور از فضای سبز شهری در واقع نوعی از سطوح کاربری زمین شهری با پوشش گیاهی انسان ساخت است که دارای بازدهی…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

بنر لینک کتابخانه

نگارخانه