گزارش میدانی «چلچراغ» از پیچ وخم های طولانی ترین خیابان تهران:

راهی که از میان چنارها می گذشت

پروندهای درباره تاریخچه خیابان ولیعصر تهران؛ بلندترین خیابان خاورمیانه

خیابان ولیعصر نماد تهران مدرن است؛ نشانه تمایل معماران نسل جدید به دستیابی به چشم انداز شهر مدرن. ولیعصر امروز یا پهلوی دیروز، حاصل گسترش تهران از سمت شمال در اوایل قرن جدید است؛ زمانی که خندق شمالی شهر پر شد و تلاقی محور ولیعصر با خندق شمالی در دستور کار بلدیه قرار گرفت. سلیمان بهبودی، از گماشته های رضا شاه، ماجرای شکل گیری خیابان ولیعصر را اینطور روایت کرده: «از خیابان پهلوی پیاده راه افتادند. بنده در خدمتشان بودم، تا آنکه به انتهای خیابان پهلوی، به خندق برخورد کردیم. در آن موقع در اطراف تهران خندق بود و چهار دروازه به خارج شهر داشت که از قرار سابق درها را موقع شب می بستند... به خاک ریز خندق که رسیدیم، مدتی روی بلندی خندق توقف فرمودند، به سمت شمال توجه فرمودند و فرمودند به کریم آقا بگو فردا چهار بعدازظهر اینجا باشد، من کار دارم و مراجعت فرمودند. بنده در مراجعت به آقای سرتیپ کریم آقا خان که شهردار هم بود، اطلاع دادم و فردای آن روز به همان محل رفتیم و آقای شهردار هم حاضر بود. پس از گفتوگوی مختصر دستور باز کردن آن قسمت از خندق را به خارج شهر صادر فرمودند و فرمودند این جاده را آباد و گردشگاه خواهیم کرد. ولی ذکری از امتداد خیابان پهلوی در آن روز نشد و از فردا کارگران مشغول پر کردن خندق شدند. پس از آنکه خندق را در آن قسمت پر کردند، دستور ایجاد خیابان جدید را تا شمیران و کاخ سعدآباد صادر فرمودند. اول قصدشان خیابان برای سعدآباد بود که جاده اختصاصی میباشد، ولی رفته رفته آباد شده و به این صورت درآمد.»
ولیعصر مشجر و آبادِ امروز، قدمتی دارد به بلندای یک قرن. در این پرونده مروری داشته ایم بر آنچه ولیعصر را ولیعصر کرده است.

نسیم بنایی
«رضا شاه تصمیم میگیرد کاخ تابستانی اش را در سعدآباد یک جوری به کاخ زمستانی اش (کاخ مرمر) وصل کند. مهندس فردوسی، یکی از مهندسان شهرداری تهران که خیلی از خیابانهای آن سالها را ساخته بود، برای این کار انتخاب شد. رضاخان مهندس را صدا کرده کاخ سعدآباد و گفته اینجا یک سنگ بگذار، مهندس هم گذاشته، رفته اند جلوتر، باز گفته یک سنگ بگذار، گذاشته، همینطور رفته اند و مهندس سنگ گذاشته تا قنات باغ فردوس. آنجا دیگر رضاخان گفته حالا همین راه را بگیر و برو تا تهران!» این ماجرای ساخته شدن خیابان پهلوی یا همان خیابان ولیعصر امروز است که عبدالله مستوفی در کتاب خاطراتش با عنوان «شرح زندگانی من» آورده. دهخدا کلمه خیابان را اینطور معنا کرده: «راهی که از میان باغها میگذرد»؛ ولیعصر زمانی مصداق عینیِ همین تعریف بود. همان زمانی که به آن خیابان «مُشجر» تهران میگفتند. همان زمانی که چنارها و نهر آب شاخصه اصلی اش بود. آن زمان خیابان ولیعصر، گذری از میان گلها و درختان باغ بود؛ راهی در میان چنارها؛ خیابانی که شمال تهران را به جنوب آن وصل میکرد، جادهای تقریبا 18کیلومتری که گفته میشود رضا شاه پهلوی آن را بنا کرد تا کاخ هایش را به راه آهن پایتخت متصل کند. ابتدا به آن «جاده مخصوص پهلوی» میگفتند و بعد از انقلاب نیز مدتی به آن «خیابان محمد مصدق» میگفتند تا بالاخره نام «خیابان ولیعصر» بر آن ماندگار شد. چنارهایش کم شدند و نهرهای آبش رفته رفته کم آب؛ طویل ترین خیابان ایران و یکی از طویل ترین خیابانهای جهان این روزها حال خوشی ندارد. از شهروندان گرفته تا مسئولان در شهرداری تهران و سازمان زیباسازی دست به دست هم داده اند تا روحی دوباره به کالبد این خیابان بدمند. ولیعصر به جادهای تبدیل شده که مردم صرفا با بی آرتی یا هر وسیله نقلیه دیگری در آن طی طریق میکنند. جایی که آثار و ابنیه مختلف در آن قرار دارند و گُله به گُله آن میتواند حُکم یک موزه داشته باشد، به دست فراموشی سپرده شده بود. حالا دیگر به سختی میتوان تعریف دهخدا را برای ولیعصر به کار برد؛ ولیعصر دیگر راهی نیست که از میان باغها و چنارها بگذرد. ولیعصر دیگر خیابان نیست؛ به همین خاطر است که عده ای به فکر افتاده اند و میخواهند این جاده را به خیابان تبدیل کنند. آنها میخواهند ولیعصر دوباره راهی از میان چنارها باشد که در اذهانِ مردم خاطره های به یادماندنی بسازد؛ از سنگفرشهای خیابان گرفته و چنارها و نهر آبش، تا آثار و ابنیه تاریخی اش، همه باید لباسی نو تن کنند تا خیابان ولیعصر با تعریف دهخدا هماهنگ شود و برای مردم شهر خاطره بسازد.
از راه آهنی تا راه سنگفرشی
نقطه صفر خیابان ولیعصر، محل ورود مسافران و به نوعی دروازه شهر است؛ ایستگاه و میدان راه آهن. این مجموعه متعلق به دوره پهلوی اول است و در تاریخ 25 اسفند 1379 با شماره ثبت 3639 به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. به گواه تاریخ، راه آهن تهران در سال 1317 افتتاح شد. نخستین قطار نیز از بندر امام خمینی (شاهپور سابق) به سمت تهران رهسپار شد. در آن زمان سقف متحرک ایستگاه راه آهن که ساخته آلمانی ها بود، با علامت صلیب شکسته (علامت SS مخصوص نازی ها) نقش بندی شده بود. در سال 1370 قسمتی از این سقف پوشانده بود. حد فاصل چهارراه مختاری تا میدان راه آهن به عنوان حوزه دروازههای جنوبی محور ولیعصر اخیرا با هویت چهارباغ برجسته سازی شده و با تقویت پوشش گیاهی در این بخش، بر دستیابی به این هدف تاکید شده است. تقویت فعالیتهای موجود در چهارراه مختاری و میدان راه آهن، ساماندهی فضای سبز و بازسازی ضلع شمال شرقی میدان به عنوان یک عرصه همه شمول برای پیاده گردی شهروندان و توسعه ایستگاه متروی راه آهن در مجاورت ایستگاه راه آهن، این نقطه را به عنوان یکی از جذابترین عرصه های متمرکز شهر تهران مطرح کرده است. درست در همین میدان راه آهن که قطارهایی به مقاصد مختلف راهی میشوند، پایانه اتوبوسرانی هم قرار دارد که مهمترینِ آنها اتوبوسهای بی آرتیِ راه آهن-تجریش است. البته اخیرا خط سه مترو با ایستگاه راه آهن هم به این مجموعه اضافه شده و بسیاری از افراد به جای بی آرتی از قطارهای زیرزمینی استفاده میکنند که هم سرعت بیشتری دارند و هم آلایندگی کمتر. ناگفته نماند که بی آرتی های خیابان ولیعصر وسایل مناسبی برای تور یا گشتی در این خیابان هستند، اما برای کسانی که عجله دارند و به مسائلی مثل ترافیک اهمیت میدهند، مترو در اولویت قرار دارد. چند قدم بالاتر از میدان، سمت چپ خیابان ولیعصر یکی از معروفترین دیزی سراهای شهر قرار دارد؛ سفره خانه سنتی آذری. این سفره خانه به قدری شهرت دارد که گردشگران خارجی نیز به آن سری میزنند تا طعم دیزی ایرانی ها را بچشند. در ایام محرم، این سفره خانه نیز سروشکلی سوگوارانه به خودش میگیرد و تابلوهای بزرگ و کوچک نقاشی که به در و دیوار آن آویزان است، فضایی متفاوت را برای مشتریان ایجاد میکند. این تازه اول راه است، در امتداد خیابان ولیعصر دیدنیها بسیار است.

خانه مینایی
کمی بالاتر از میدان راه آهن، میدان منیریه قرار دارد. منیریه در حقیقت همسر کامران میرزا نایب السلطنه پسر سوم ناصرالدین شاه بوده و این میدان هم با نام او ماندگار شده است. بالاتر از این میدان در کوچه مسلم یکی از آثار ملی ثبت شده ایران قرار دارد؛ خانه مینایی. این خانه هم جزو املاک منیریه بوده؛ البته بنا بر شواهد تاریخی، خانه مینایی چندین بار دست به دست شده تا بالاخره در سال 1345 فرهاد مینایی آن را از تقی رضا یکی از قصاب های معروف تهران به قیمت 140هزار تومان خریداری میکند. سال 95 نیز شهرداری منطقه 11 این ملک را از مالک خریداری کرد تا پس از مرمت و بازسازی به امور فرهنگی اختصاص داده شود. نصرالله آبادیان شهردار منطقه 11تهران که پیگیری زیادی برای خریداری این خانه تاریخی انجام داده، در وصف عمارت تاریخی مینایی میگوید: «آجرچینی خانه تاریخی مینایی از ارزش بسیاری در معماری آن دوره برخوردار است. دو سیمرغ برجسته آجری در نمای عمارت استفاده شده و حتی سردیس یکی از پادشاهان قاجار و یک تاج قمری نیز در این بنا حک شده است. شاه نشین خانه، پنجره های مشبک و شیشه های رنگی قرینه، اتاق های تابستانه و زمستانه، گچ بریهای زیبای داخل خانه، طاقچه ها، آیینه کاری و حوض قدیمی و حتی آب انبار خانه مینایی منظره چشم نوازی به این بنای زیبا داده است.» این بنای به جامانده از عهد ناصری با اقدام شهرداری، از خطر تخریب و ساخت و ساز در امان مانده و به یک مکان فرهنگی تبدیل شده است. گچ بریها، حوض قدیمی، طاقچه ها و آینه کاری ها، همه اینها جزو مناظر چشم نواز این بناست که مرمت شده و اکنون مردم شهر میتوانند از نمای آن لذت ببرند.

از ولیعصر تا منیریه
منیریه و راه آهن تنها میدانهای اصلی خیابان ولیعصر نیستند؛ تئاتر شهر، میدان ولیعصر و میدان ونک جزو مهمترین میادینی است که به ترتیب در ادامه این مسیر 18 کیلومتری قرار دارند. تئاتر شهر کمی بالاتر از میدان منیریه است؛ جایی که در پهنه رودکی قرار گرفته و قرار است تغییراتی اساسی در آن ایجاد شود. در حال حاضر ساختمان استوانهای شکلِ تئاتر شهر جزو زیبایی های این بخش است. البته در این چهارراه چیزی به اسم میدان وجود ندارد، زیرگذری قرار دارد که عابران پیاده را به زیرزمین انتقال میدهد تا ماشینها به راحتی روی زمین تردد کنند. بالاتر از آن میدان ولیعصر قرار دارد؛ جایی که با طرح شهرداری به یک پلازا تبدیل شده است. البته قبلا به آن میدان ولیعهد میگفتند، بعد از انقلاب نام ولیعصر برای آن انتخاب شد. این میدان از این جهت میتواند اهمیت داشته باشد که از یک سو به بلوار کشاورز به عنوان یکی از زیباترین بلوارهای تهران متصل میشود، از یک سو به خیابان کریمخان و از دو سوی دیگر به خیابان ولیعصر. پروژه پلازای میدان ولیعصر باعث شد مردم به خط سه (و خط شش در آینده) دسترسی پیدا کنند. میدان ونک نیز بالاتر از میدان ولیعصر، به عنوان یکی از مهمترین میدانهای شهر تهران قرار دارد. این میدان که در مسیر خیابان ولیعصر قرار دارد، از سمت شرق با بزرگراه حقانی و از سمت غرب با خیابانهای ونک، ملاصدرا و برزیل مرتبط است. این میدان متعلق به محلهای به نام ونک است. محله ونک فعلی در مجاورت یکی از قریههای قدیمی تهران به نام دهونک بنا شده است. ونک در حقیقت به معنای درخت کوچک است (ون به معنای درخت و کاف علامت کوچکی). نکته مهم درباره دهونک این است که هنوز حالت قدیمی خود را حفظ کرده و تمام خانه های آن ویلایی هستند.

پارک ساعی
سال 1329 بود که مهندس کریم ساعی بوستانی در حاشیه خیابان ولیعصر تاسیس کرد؛ بوستانی شبیه به جنگل که از کنار خیابان ولیعصر میتوان نوک درختانش را دید. پارک به گونه ای احداث شده که پله میخورد و پایین میرود. کریم ساعی در سال 1324 این محل را درختکاری کرد و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار داد. وقتی از دنیا رفت، این پارک به همان شکل وابسته به وزارت کشاورزی باقی ماند. پس از توسعه شهر تهران در سال 1334 این پارک به شهرداری تهران واگذار شد و پس از آن سازمان پارکها با تجهیز این پارک، آن را عمومی کرد. بوستان ساعی شش ورودی دارد که دو ورودی آن از خیابان ولیعصر است. وقتی آن را توسعه دادند، در آن بناهایی مانند جوی، برکه، آبشار و زمین بازی هم درست کردند. در قسمتی از پارک هم که به باغ ژاپنی معروف است، حیوانات و پرندگانی مانند غاز، طوطی، لاک پشت و... نگهداری میشوند. یکی از جاذبه های پارک ساعی، پوششِ گیاهیِ متنوعِ آن است. در بخش پوشش گیاهی، برخی موارد معرفی نیز شده اند. کریم ساعی، پارک را به شکل جنگل ساخت، اما بعدا حسین محجوبی طراحی آن کامل کرد و به این ترتیب، طراحی و ساخت پارک بین سالهای 1342 تا 1352 ادامه پیدا کرد. حالا عموم مردم چه در روز و چه در شب میتوانند به این پارک بروند و از فضای آن لذت ببرند.

بوستان ملت
یک زمین بایر بود، خشک و بی آب وعلف؛ حالا بوستانی سرسبز است که برای مردم خاطره سازی میکند. بوستان ملت یا پارک ملت در شمال شهر تهران، با مساحت 34 هکتار در خیابان ولیعصر ایجاد شد. این بوستان در سالهای پیش از انقلاب ایران و تا سال 1357 پارک شاهنشاهی نام داشت. بوستان ملت نخستین زمین بایری بود که با توجه به موقعیت خاص آن، کار احداثش از سال 1345 خورشیدی در دو فاز متفاوت آغاز شد. فاز اول آن بخشی از پارک را شامل میشد که به موازات خیابان ولیعصر قرار داشت و به صورت بلواری به طول هزار متر در کنار خیابان ولیعصر در سال 1347 به بهره برداری رسید. کار ساخت فاز دوم بر پایه طراحی از پارکسازیِ انگلیسی و با الهام از بوستان های آن کشور در تپه های غربی ادامه یافت و در سال 1353 به بهره برداری رسید. از پوشش گیاهی آن میتوان به درختان چنار، کاج، افرا و انواع گلهای زینتی دائمی و یکساله اشاره کرد. بر پایه نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری، بوستان ملت نخستین بوستانی است که یک شهروند تهرانی به یک مهمان غیرتهرانی معرفی میکند. قبل از انقلاب تئاتر کوچک تهران در بازار صفویه روبه روی پارک ملت یکی از مهمترین تالارهای نمایشی بود که به محل ارائه نمایشهای پرسروصدا در زمان خود تبدیل شده بود. یکی از بخشهای مهم این بوستان، مجسمه مشاهیر ایرانی است که در آن قرار دارد؛ از سعدی گرفته تا فردوسی، شهریار و نیما یوشیج؛ به علاوه مجسمه مادر نیز جزو مجسمه های معروفی است که در این بوستان قرار دارد. استخر موزیکال و رستوران جزیره نیز جزو دیگر دیدنی های پارک ملت است. زمستانها اگر برفی ببارد، پارک ملت سرتاسر سفیدپوش میشود و در بهار، لاله های رنگی به آن زیبایی خیره کننده ای می بخشد. ورودی بوستان ملت، کف صیقلی دارد که آن را به محلی مناسب برای اسکیت سواری و مسابقات ماشین کنترلی تبدیل کرده است. مهمترین بخش در بوستان ملت هم «پردیس ملت» است؛ یک پردیس سینمایی با معماری امروزی و متفاوت. این سازه در گوشهای از پارک تاسیس شده و حدود چهار تا پنج سالن دارد که افراد میتوانند برای تماشای فیلم از آن بهره بگیرند. زمین بازی کودکان و خانه شطرنج هم از دیگر امکانات بوستان ملت است. همه اینها باعث شده بوستان ملت یکی از پاتوقهای اصلی افراد برای تفریح و گردش باشد.

موزه سینما و باغ فردوس
تا تجریش فاصله زیادی ندارد، دسترسی به آن هم خیلی ساده است: اینجا عمارت باغ فردوس و موزه سینماست. این عمارت مربوط به دوره قاجار است و بر خلاف سایر ابنیه موجود در خیابان ولیعصر که به دست پهلوی ها ساخته شده، این یکی قدیمی تر است و به دست قاجارها تأسیس شده است. دستور تاسیس آن را نیز محمدشاه قاجار صادر کرده است. حسینعلی خان معیرالممالک عمارت باغ فردوس را در دو طبقه به سبک قاجاریه و معروف به گوش فیل بنا میکند. پس از انقلاب این عمارت در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفت. مساحت این باغ 20 هزار مترمربع و طول آن 280 متر است که بخشی از آن را موزه سینما تشکیل میدهد؛ در واقع در داخل عمارت باغ فردوس، موزهای برای سینمایی ها قرار دارد که البته قبلا اینجا نبوده است. پیشتر موزه در کوچه پیرنیا در خیابان لاله زار قرار داشت. در آن زمان یعنی در خرداد 1377 با حضور جمعی از سینماگران و همچنین حسن حبیبی که در آن زمان معاون اول رئیس جمهوری بود، این موزه گشایش یافت. اما چهار سال بعد، یعنی در شهریور 1381 موزه به محل فعلیِ خود در باغ فردوس منتقل شد. عزت الله انتظامی نیز اولین مدیرعامل موزه سینمای ایران بود. این موزه در حقیقت گنجینه ای از عکسها، اسناد، وسایل و تجهیزات قدیمی سینما از شخصیت های سینمایی نظیر دوبلورها و فیلمسازان و همچنین پشت صحنه فیلمهای بزرگ، پوسترها و دیگر چیزهای وابسته به سینماست. این مجموعه دو سالن سینما با ظرفیتهای 205 و 121 نفر نیز دارد. از حاشیه خیابان ولیعصر هم میتوان داخل این عمارت را دید. فضای مقابل موزه سینما در باغ فردوس یکی از پلازاهای شهری و در راستای توسعه فضاهای همگانی محسوب میشود که توسط سازمان زیباسازی بازسازی و احیا شده و به پاتوقی برای پیاده گردی و کافه نشینی و فروش محصولات فرهنگی تبدیل شده است.
تجریش و امامزاده صالح
نقطه پایان یا شمالی ترین نقطه خیابان ولیعصر به میدان تجریش و امامزاده صالح میرسد. میگویند حدود 330 زیارتگاه در تهران قرار دارد، از این میان امامزاده صالح بیشترین تعداد زائر را به خود جلب میکند. آنگونه که در کتیبه بالای سردر صحن نوشته شده، امامزاده صالح از پسران حضرت موسی بن جعفر(ع) و برادر امام هشتم(ع) است. بنای این بقعه را ساختمانی چهارگوش تشکیل میدهد و فضای درونی آن تقریبا 6.5 متر مربع مساحت دارد. شکل طاق نماها و معماری ساختمان نشان میدهد که از بناهای قرن هفتم و هشتم هجری است. گنبد کاشی کاریِ امامزاده صالح نیز در سال 1338 در آخرین سال عمر حسن فداکار با هزینه شخصی تعمیر و کاشی کاریِ مجدد شده است. این روزها تعداد زیادی غروبها به زیارت امامزاده صالح میروند و بعد از آن در بازارچه کنار آن، خرید میکنند. ایستگاه بی آرتی هم درست روبه روی امامزاده قرار دارد؛ همان بی آرتی هایی که دوباره مسافران را به راه آهن میرسانند.

خیابان ولیعصر؛ میراث معماری و شهرسازی تهران
«مفهوم خیابان در تجربیات شهرسازی ایرانیان به دوران صفویه بازمیگردد، اما بازتعریف این مفهوم به هنگام حضور و تردد اتومبیل، در شهرسازی معاصر ایران در تهران تجلی مییابد. مقدمات بازتعریف خیابان در شهر تجددگرای تهران حاصل اقدامات انجام شده در دهه 1290 ه.ق. است؛ زمانی که برای نخستین بار خیابانهای ناصریه و باب همایون در محدوده شهر تاریخی تهران، به هنگام حکمرانی میرزا عیسی، وزیر دارالخلافه در دوره ناصرالدین شاه قاجار به اجرا درمیآید. این تجربه که بخشی از اقدامات گسترده دوران قاجار برای توسعه کمی و کیفی شهر است، پس از انقراض حکومت قاجار و از دهه آغازین قرن معاصر استمرار مییابد. سرعت تحولات شهری در این دوران به دلیل تحولات اجتماعی شتابان است. مهیا شدن عرصه برای حضور و تردد اتومبیل در شهر گرچه با کنار گذاشتن تدریجی تجربیات تاریخی در زمینه شهرسازی و معماری همراه است، اما در آغاز کار از این تجربیات بی بهره نیست. خیابان ولیعصر تهران یکی از نشانه های شهرسازی دوران تحول در دوران معاصر ایران است که با رویکرد شهرسازی اروپایی و همگام با تحولات جهانی بر تجربیات تاریخی ایران نیز تکیه دارد.
احداث چنارستان با الهام از مفهوم چهارباغ و وجود نهرهای آب جاری زلال در کنار پیاده راههای عریض در طرفین خیابان همان اتکا به تجربیات تاریخی است که بر شناخت دقیق و هوشمندانه از بستر طبیعی شهر استوار است.»
این جملات بخشی از کتاب «خیابان ولیعصر؛ میراث معماری و شهرسازی تهران» نوشته اسکندر مختاری طالقانی، محمدحسن طالبیان، سیداحمد محیط طباطبایی و پیروز حناچی است. این کتاب روایتی است از چگونگی به هم پیوستن دو کانون زیستی تهران و شمیران از طریق یک راه ارتباطی که همان خیابان ولیعصر است؛ راهی که با شناخت هوشمندانه از موقعیت طبیعی شهر و با هدف کوتاه کردن فاصله میان تهران و شمیران در ابتدای قرن حاضر ایجاد شده است و حالا با طول بیش از 17 کیلومتر، جنوبیترین نقطه شهر را به شمالی ترین نقطه آن پیوند میزند.
در بخش دیگری از کتاب آمده: «ساخت خیابان ولیعصر بیش از آنکه حاصل یک ضرورت در طرحهای شهرسازی باشد، نتیجه یک اراده سیاسی است و شکل گیری آن بیشتر شبیه یک اتفاق است تا یک ضرورت شهری. احتمالا اگر حکومت خاندان قاجار در آغاز سده حاضر پایان نمی یافت، ضرورتی برای ایجاد چنین خیابانی در کار نبود و اگر رضا شاه می پذیرفت که در همان کاخ گلستان که شاهان قاجار در آن می زیسته اند، زندگی کند و میل به احداث کاخ جداگانه ای در بیرون ارگ سلطنتی نداشت و کاخ مرمر را در بیرون از ارگ تهران و در خیابان فعلی ولیعصر نمی ساخت و از همان کاخ نیاوران یا سلطنت آباد برای گذران ییلاق استفاده میکرد، ضرورتی به احداث خیابان ولیعصر پیش نمی آمد. بنابراین احداث خیابانی که ییلاق جدید سلطنتی در سعدآباد را به کاخ جدید (مرمر) متصل نماید، حاصل یک اتفاق سیاسی است و از سوی دیگر به خلق و خوی شخصی رضا شاه و نحوه نگاه و قضاوتش نسبت به خاندان قاجار ربط دارد.»
در این کتاب 180 صفحه ای، با بستر طبیعی و تاریخی خیابان ولیعصر، جایگاه این خیابان در تحولات شهری تهران معاصر، طرحهای توسعه شهری خیابان، ارزشهای شهری و عملکردی و آسیبهای خیابان، سوابق و اقدامات حفاظتی در خیابان ولیعصر و... آشنا میشویم.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • به کوشش: محمدحسن حامدی سال چاپ: ۱۳91 هنر مجسمه سازی در ایران اوج و حضیض های بیشماری را شاهد بوده است، چه به عقیده بسیاری از صاحب نظران، همین اوج و حضیض های تاریخی این…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

بنر لینک کتابخانه

نگارخانه