مهدی بزاززاده مدیر طرح های شهری سازمان زیباسازی شهر تهران

شمارش معکوس برای ساماندهی فضاهای بی دفاع و رهاشده پایتخت

«درنگ گاه»، واژه ای است که برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفته است و به تعبیری واژه ای خلق یافته است. این واژه محصول هم فکری کارگروه تخصصی طراحی شهری است و پشتوانه آن در واقع ده ها جلسه کارگروهی بود که پیش از یک سال روی آن کار شده است. به طور کلی اتخاذ سیاستی جدید در زمینه مداخله شهری و ورود به طراحی شهری مدنظر بوده است. اگر تمامی مداخلات شهری را به دو سطح بزرگ مقیاس و کوچک مقیاس تقسیم کنیم، هدف ما ورود به پروژه های کوچک مقیاس همجهت با نظریات روز دنیا بوده است. در این خصوص رویکردهای مختلف نظری وجود دارد که سیاستها را به سوی پروژه های کوچک مقیاس سوق میدهد. در حوزه شهرسازی مشارکتی، بحث شهرسازی پایین به بالا و شهرسازی خودخواسته و خودانگیخته با مشارکت مستقیم و موثر مردم مطرح میشود. اما در گذشته ما این فضای گفتمانی در مقیاس خرد را نداشتیم، یا لااقل به صورت یکپارچه و هدفمند چنین امکانی محقق نمیشد و بنیان نظری پشتوانه آن نیز ضعیف بود.
موضوع به صورت مشخص متمرکز بر فضاهای کوچک شهری و پروژه های کوچک مقیاس، فضاهای بی دفاع و رهاشده و مورد غفلت قرار گرفته در سطح شهر و یافتن و سامان دادن به این قبیل فضاهاست. هدف این است که طی یک نظام یکپارچه موضوعی را مطرح کنیم که بتواند تمام این موارد را پوشش دهد و در عین حال سیاست جدیدی را برای مواجهه با فضای شهری ارائه دهد تا از این طریق مواجهه خردمقیاس با پدیده های شهری را تقویت کنیم که تحت عنوان درنگ گاه نامیده میشود.
دلیل این نامگذاری نیز این است که اصولا یک فضای شهری زمانی مطلوبیت دارد که حضور حداکثری شهروندان را در آن فراهم آورد. فضای شهری محلی برای عبور و مرور و گذر از آن نیست، یا به عبارتی فضای شهری تنها محدود به خیابان و محل عبور و معبر نیست، بلکه محلی است که منجر به مکث و درنگ افراد در آن فضا شود. برای اینکه یک خیابان به معنای تام و تمام آن بروز نماید و از معبر و جاده تمیز یابد، لازم است در کنار فعل عبور، فعل مکث و درنگ نیز صرف شود، واژه درنگگاه از این جهت خلق شده است. «گاه» به صورت توامان پسوند اسم مکان و زمان است، پس درنگ گاه مکان و زمانی است برای درنگ داشتن. بنابراین درنگ گاه هم فضای شهری است، هم فعالیت شهری که قابلیت خاطره سازی و تبدیل شدن به مکان شهری را دارد.
میتوان گفت هر فضای کوچک شهری که برای شهروندان امکان مکثی ایجاد کند، در دسته درنگ گاه ها قرار دارد. اگر بخواهیم معکوس تعریف کنیم، باید بگوییم تعریف موضوع را مشخص کرده ایم و باید مصادیق عینی آن در سطح شهر را شناسایی کنیم که خود این موضوع نیازمند برنامه و فرایند مدونی است. با این تعریف فضاهای بی شماری در سطح شهر وجود دارد که میتواند در دسته درنگ گاه ها قرار گیرد، به عنوان مثال گوشه ای از یک پارک محلی، یا فضای باز پیرامون یک تندیس گوشه خیابان، یا هر فضای دیگری. در واقع هر فضایی را که به هر نحوی توجه مردم را به خود جلب میکند، میتوان در زمره درنگ گاه ها شمرد.
وقتی موضوع مداخلات خردمقیاس و به طور مشخص موضوع بحث درنگ گاه ها را مطرح میکنیم، به سه مولفه اصلی توجه میشود. سه مولفه ای که هنگام صدور بیانیه درنگ گاه های شهر تهران هم بدان پرداخته شد، سه مولفه پایداری زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی بود که تمرکز بر این سه مولفه برای پیشبرد پروژه بسیار حیاتی است. درنگ گاه ها به لحاظ اجتماعی تاثیر بسیار بالایی دارند، چراکه وقتی در سطح یک محله، چنین پروژه ای احداث میشود، افراد محله درگیر آن میشوند. موضوع پروژه ما پروژه های بزرگ مقیاسی مانند اراضی عباس آباد، پل طبیعت، بوستان یاس و... که تمامی افراد شهر و فراشهر را درگیر میکرد، نیست. این پروژه ها حتی در صورت طراحی و احداث با کیفیت بسیار بالا، تعامل مطلوب بین محلهای را ایجاد نمیکند. هدف ما از این پروژه ایجاد فضایی برای تعامل بیشتر جامعه محلی با یکدیگر است.
اما از منظر اقتصادی درنگ گاه ها و به طور عام مداخلات خردمقیاس تاثیر مثبت به سزایی دارند. این پروژه با رویکرد LQC (سبک، سریع، ارزان) همگام است. از منظر این نظریه مولفه های مورد نظر یک پروژه باید سبک، ارزان، زود و پربازده باشد. رایج شدن فضاهای کوچکمقیاس در جهان نیز متاثر از بحرانهای اقتصادی فراگیر در سطح جهانی است تا بتوان با صرف هزینه کم از پروژه های کوچک مقیاس بهره برداری حداکثری کرد. اما به طور مشخص وقتی گفته میشود در مقیاس محلی، یعنی هر درنگ گاهی که گوشه و کنار این شهر احداث شود، میتواند مورد توجه ما قرار گیرد و مربوط به این موضوع باشد. پروژه درنگ گاه یک شاخص یا برند در سطح جهانی ندارد که بتوان گفت فلان پروژه بهترین درنگ گاه جهان است. وقتی از پل عابر پیاده صحبت میکنیم، میتوانیم بگوییم این پل در جهان نمونه بارز یک پل پیاده عالی است، یا وقتی میگوییم یک میدان، میتوان در هر جای دنیا برای آن یک نمونه مشخص که معیارها را در بهترین حد ممکن به تصویر کشیده، پیدا کرد. اما در خصوص درنگ گاه ها این امکان وجود ندارد، چراکه اساساً نقض غرض است. وقتی از مقیاس محلی صحبت میشود، یعنی هر پدیده ای میتواند الهام بخش باشد. اتفاقا اگر بتوانیم این پروژه را در تهران پیاده کنیم، میتوانیم جزو پیشگامان جهان باشیم و بتوانیم جریان فکری و نظری را با یکدیگر مرتبط کنیم. در این صورت هر یک از درنگ گاه ها برندی مستقل نیستند، بلکه شبکه ای از فضاهای شهری پیوسته به هم هستند که مجموعه آنها، اعتبار و نما نام برای تهران است.
هدف اصلی این است که فکر و اندیشه پروژه کوچک مقیاس را به یک جریان تبدیل کنیم و این ادبیات در بدنه دانشگاهی و بدنه مدیران اجرایی حاکم شود. قطعا برای عملی کردن این ایده باید سطح تبادل نظر را افزایش داد و در عین حال تمرکز تنها بر نظریات نباشد، بلکه در اندیشه پیوند این نظریه با عمل و اجرا باشیم که اتفاقا یکی از ویژگی های این تفکر نزدیک بودن به عملگرایی و افزایش تحقق پذیری است. در حال حاضر نقاطی برای اجرای پروژه به صورت آزمایشی مورد بررسی قرار گرفته اند. اتفاقا از مناطق جنوبی شهر تهران یعنی مناطق 16،15 و 19 پیرامون بوستان ولایت و محلات جوادیه، نازیآباد، زمزم و... کار خود را آغاز کردهایم. 15 نقطه را در این محلات انتخاب کرده و طی فرایندی برای هرکدام از این نقاط، یک طراح از بین طراحان و معماران صاحب نام تهران را انتخاب کرده ایم. که البته با توجه به محدودیت ظرفیت، امکان همکاری با بخش قابل توجهی از معماران برجسته و تراز اول نیز فراهم نشده است که امیدوارم در مراحل بعدی این فرصت رخ دهد.
نکته مهم هم زمانی و هم فرایندی طرح و اجراست. شاید برای نخستین بار در کشور باشد که طراحان ملزم به ساخت طرح خود نیز هستند و البته شرایط خاصی را نیز برای این طراحی مقرر کردهایم. به عنوان مثال ارتباط با افراد محلی از مواردی است که برای طراح مشخص شده است. این مرحله در واقع مرحله آزمایشی است که پس از طی این مرحله آزمایشی، احتمالا فراخوان پروژه را به صورت عمومی و دعوت از همه معماران و طراحان شهری منتشر میکنیم. اگر بتوانیم سازوکار آن را درست برنامه ریزی کنیم، در مراحل بعدی اصل و ماهیت مداخله خردمقیاس رهنمون میشود. به گونه ای که این کار در تیراژ بالا اهمیت پیدا خواهد کرد و علت اتخاذ این رویکرد نیز همین است که در تیراژ بالا فضاهای کوچکی را طراحی کنیم و درست آن زمان است که این مسئله مورد توجه قرار خواهد گرفت.
یکی از اصلی ترین موانع این پروژه بحث مالکیت اراضی است. چون این پروژه ها بناست در محدوده های به اصطلاح رهاشده طراحی و احداث شود، و همواره از این منظر دچار مشکلات عدیده ای هستیم. برای اینکه شهر تهران، شهری کاملا فشرده از این جهت بوده و تمام اراضی شهر یا زیر ساخت و ساز است و متعلق به مالک (اعم از خصوصی یا غیرخصوصی)، یا اینکه به سطح معابر اختصاص یافته است. بنابراین فضاهایی که اینچنین بلاتکلیف مانده است، حتما یک مشکل و مسئله ای دارد؛ یا مسئله حقوقی یا مسئله مالکیتی.
اما به هر صورت این جریان باید تبدیل به فضای فکری و عملی حاکم بر مدیران و کارشناسان شهری شود، که میتوان با مداخله حداقلی به بهرهبرداری حداکثری رسید، اگر در شناسایی ظرفیت ها دقیق باشیم و طرح های دارای ویژگی های منحصربه فرد را عملیاتی کنیم.

گفت و گو با فرامرز پارسی عضو تیم طراحان پروژه درنگ‌گاه‌ها در تهران
وقتی شهروندان مجری طرح های شهری میشوند
«درنگ گاه» نام پروژه جدید سازمان زیباسازی تهران برای اجرا در شهر تهران است. این پروژه قرار است به سامان دهی نقاطی از شهر بپردازد که شهروندان میتوانند در آن نقاط برای مدت کوتاهی توقف کنند و از این فرصت برای افزایش تعاملات اجتماعی و ارتباطات اجتماعی استفاده کنند؛ مناطقی با مساحت کوچک که برای ایجاد ارتباط اجتماعی بیشتر بین اعضای محله موثر هستند. این پروژه که برای نخستین بار در سطح شهر اجرا میشود، حاصل تحقیقات و برنامه ریزی های فراوان تیم هدایت کننده آن است. برای اجرای این پروژه، اماکنی به صورت آزمایشی انتخاب شده و بررسی های لازم در این خصوص در حال اجراست. در همین خصوص با فرامرز پارسی، عضو تیم طراحان پروژه درنگ گاه ها در تهران، گفت وگو کردیم.
کلمه درنگ گاه از منظر علمی به چه معناست؟
امروزه ما در مبحث شهرسازی با مسائل جدیدی برخورد میکنیم که ناچار هستیم برای آن کلمات جدیدی اختراع کنیم. در واقع ما کلمه درنگ را معادل کلمه مکث قرار دادیم. حدود 10 یا 15 سال پیش، در مباحث شهرسازی از عبارت «نقاط مکث» در بافت های تاریخی و شهری استفاده میشد. جناب پیرنیا به عنوان یکی از فعالان حوزه شهرسازی تاریخی، نقاطی را که در این امکان فرصت تامل و تعاملات اجتماعی شهروندان را به وجود می آورد، واشدگاه نامید. این امکان در واقع محلی برای ارتباطات اجتماعی بود. در گذشته از عبارت « نقاط مکث» برای این قبیل اماکن استفاده میشد که ترکیبی از دو کلمه عربی بود. ترجمه فارسی آن « درنگ گاه» است و امروز هم از این کلمه فارسی برای نامگذاری این نقاط استفاده میشود.
این نقاط در شهر قرار میگیرند تا افراد فرصت مکث و تعاملات اجتماعی با یکدیگر را داشته باشند. درنگ گاه های ما در مقیاس محلهای است. البته نقاط مکث میتواند در مقیاس شهری باشد و بتواند عاملی برای ارتباطات اجتماعی افرادی باشد که یکدیگر را نمی شناسند. این نقاط را در محلات و محل عبور ساکنان محله استفاده میکنیم.
علت شکل گیری چنین ایدهای برای شکل گیری در شهر تهران چه بود؟
در زمان شهرداری جناب کرباسچی، تصمیم بر این شد که زمینه ای بلااستفاده تبدیل به پارک و فضای سبز شود تا از این طریق هم به افزایش نرخ فضای سبز تهران کمک شود و هم فضایی برای تعاملات و ارتباطات اجتماعی ساکنان محله مهیا شود. هر زمینی که گوشه ای رها شده بود و فعالیتی در آن شکل نگرفته بود، درختکاری میشد و چند نیمکت و وسایل ورزش و بازی در آن فضا گذاشته میشد و به این ترتیب، فضا تبدیل به پارک میشد.
تاثیر این فضاها صددرصد مطلوب نبود. این پارکها در کنار مزایا و فواید آن، دارای معایب و مضراتی هم بودند، از جمله معتادانی بودند که در فضای این پارکها تجمع میکردند. این مسئله به یک روند تکراری تبدیل شد، تا جایی که مسئولان شهری به فکر ایده تازه ای افتادند و تصمیم گرفتند با احداث نوع دیگری از فضای تعامل بین شهروندان، این آسیبها را به حداقل برسانند.
چه تیمی هدایت و رهبری این پروژه را بر عهده گرفت؟
قرار بر این شد که چند تن از معماران باسابقه، در این امر سازمان زیباسازی را همراهی کنند و سازمان زیباسازی تصمیم گرفت قضاوت در خصوص این ایدهها را به عهده خود طراحان بگذارد. تیم طراحی ما مشتمل بر چهار نفر است و سعی داریم علاوه بر ساخت یک عنصر معماری با مشارکت مردم کشاورزی شهری را نیز تبلیغ کنیم. هرکدام از ما مسئولیتی در این تیم داریم. که یکی از اعضا هم متخصص کشاورزی شهری است که ما را در پیشبرد اهداف کشاورزی یاری میکند. سازمان زیباسازی شهر تهران بودجه ای تا سقف 250 میلیون تومانی برای این امر در نظر گرفت تا طراحان ایده های خود را تا سقف این بودجه مطرح کنند. به هر ایده ای متناسب با مقدار خود و نه بیشتر و کمتر، بودجه ای تعلق میگیرد و چنانچه هزینه پروژه بیشتر از میزان تعیین شده بود، مبلغ اضافه باید از سوی خود طراح پروژه برای پیشبرد پروژه پرداخت شود. طراحان باید بتوانند با همان مقدار زمین کوچک 45-50 متری که حتی فضای درختکاری و نیمکت گذاشتن هم ندارد، فضایی را ایجاد کنند تا افراد بتوانند ضمن مکث و درنگ، از این فضا لذت ببرند و در ارتباط با یکدیگر قرار گیرند.
درنگ گاه ها تا چه حد میتوانند برای جامعه تاثیرات مثبت داشته باشند؟
این موضوع از نظر روانی برای جامعه بسیار مفید است و تاثیرات مثبت بهسزایی دارد. در ضمن درنگ گاه ها بودجه بسیار کمتری نسبت به پارکها و ایجاد فضای سبز خرج میکنند. این محیطها علاوه بر اینکه به افزایش تعاملات اجتماعی در جامعه کمک میکنند، با مشارکت اجتماعی خود مردم ساخته میشوند. در واقع ما برای حصول این هدف، کلاسهای آموزشی را برگزار کردیم و در پایان دوره به شهروندان گواهینامه ای نیز اعطا خواهد شد تا شهروندان بتوانند در این پروژه ما را همراهی کنند. این مشارکت برای افزایش ارتباطات اجتماعی و مسئولیت پذیری اجتماعی بسیار مفید است و فضای مثبتی برای شهروندان ایجاد میکند که روحیه جامعه را بالا میبرد. در حقیقت ما در حال اجرای یک پروژه کشاورزی شهری هستیم. مساحت این زمین بسیار کوچک است و نمیتوان گفت این فضا میتواند درآمدی را برای شهروندان به بار آورد، اما شهروندان در همین فضای کوچک میتوانند سبزیجاتی بکارند، از آن نگهداری کنند و بعد از مدتی آن را برداشت کنند و از سبزیجات استفاده کنند. این مکان میتواند به محلی برای گردهمایی های دوستانه ساکنان محل تبدیل شود. برای همین منظور هم کلاس هایی برای آموزش شهروندان گذاشتیم که در این کلاسها علاوه بر مطالبی در خصوص درنگگاهها، مطالبی در خصوص آموزشهای شهروندی مثل تهیه کامپوست از زباله های تر، استفاده از آب های خاکستری و... را داریم که در واقع این حرکت یک حرکت اجتماعی زیست-محیطی است. یک بار یکی از شهروندان در همین کلاسهای آموزشی پرسید که ما برای این سبزیجات زحمت کشیدیم، اگر شخصی خارج از محله اتفاقی از کنار درنگ گاه رد شود و از سبزی ها استفاده کند، ما چطور میتوانیم جلوی او را بگیریم؟ پاسخ من این بود که دگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دگران بخورند. البته برای جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی، تدابیری اندیشیدیم. تصمیم بر این شد که یک گلفروشی کوچک گوشه درنگ گاه ایجاد شود تا علاوه بر گلفروشی، مراقبت از محیط درنگ گاه را نیز بر عهده داشته باشد. البته این موارد در هنگام اجرای عملی پروژه مشخص میشود. هدف ما مشارکت مردم در پروژه و فعالیت کشاورزی جمعی در مقیاس محل های و فراهم آوردن امکان تعاملات اجتماعی در یک زمین بسیار کوچک با متراژ 50 متر است.
در واقع میتوان گفت کم شدن ارتباط بین اعضای جامعه ضرورت ایجاد چنین فضاهایی را در جامعه به وجود می آورد؟
ضرورت اجتماعی که وجود این درنگ گاه ها را ایجاب میکند، کمرنگ شدن تعاملات اجتماعی است. در گذشته ارتباط بین افراد در محلات بسیار چشمگیر بود. اعضای ساکن یک محله یکدیگر را می شناختند و با هم ارتباط داشتند، اما امروزه ما در کمتر محلهای شاهد چنین مسئلهای هستیم. خانه های قدیمی محلات مختلف که امکان بیشتر شدن تعاملات اجتماعی را زیاد میکرد، الان تخریب شدهاند و از بین رفته اند و جای خود را به آپارتمانهایی چند طبقه ای داده اند. صاحبان خیلی از آپارتمانها نیز واحد خود را اجاره میدهند و مستاجر هم معمولا تا یک سال در محله ساکن است. درنتیجه تعاملات اجتماعی به پایین ترین حد خود رسیده اند و این پدیده بسیار بدی است. البته ایده هر یک از طراحان محلات مختلف متفاوت است و این ایده مختص تیم ماست.
چشم انداز شما از آینده این پروژه چیست؟
در هر صورت این ایده در سایر کشورها نتیجه مثبت خود را نشان داده است و حاصل آن میتواند در پروژه های بعدی مورد استفاده قرار گیرد. در واقع ما به دنبال این هستیم که به جز اعمالی مثل کاشتن چند درخت و گذاشتن چند نیمکت در پارک، که البته این طرح هم مزایایی دارد، میتوان چه پروژه های متفاوت دیگری انجام داد. میتوان گفت این طرح به صورت آزمایشی اجرا میشود تا نتیجه آن مورد بررسی قرار گیرد. البته نمیتوان از این پروژه انتظار سود اقتصادی داشت، چراکه مقیاس پروژه بسیار کوچک است و هدف اصلی آن ایجاد و افزایش ارتباط شهروندان با یکدیگر است. به عنوان مثال شهروندی از کنار درنگ گاه عبور میکند و چند دانه خیار و گوجه فرنگی که حاصل مراقبت خود بوده است، برمی دارد. این مسئله در روحیه انسان تاثیرگذار است، چراکه با روح انسان سازگاری دارد. ما از چیزهایی که به روحمان آرامش میبخشد، دور شدیم و علت آشفتگی هایی که در جامعه وجود دارد هم همین دوری از مسائل آرامشبخش روحی است. تعداد فضاهای کوچک گوشه و کنار تهران شاید به ۱۰ هزارتا هم برسد، اما اگر این پروژه موفق شود، شاید بتوان برای این تعداد از فضاهای فراموش شده شهر، راه حلی اندیشید. بنابراین به این پروژه به چشم یک پایلوت بسیار امیدوارکننده نگاه میکنم.

تبلیغات فرهنگی

معرفی کتاب

  • نام کتاب:برنامه ریزی منظر شهری نویسنده:دکتر حسین کلانتری خلیل آباد- دکتر هانیه اخوت ناشر:پژوهشکده فرهنگ، هنر و معاری جهاد دانشگاهی تهیه شده در: معاونت برنامه ریزی و توسعه سازمان زیباسازی شهر تهران- مدیریت مطالعات و…
معرفی کتاب و انتشارات سازمانی

آمار و اطلاعات

نگارخانه